2 Comments

  1. 1

    ناشناس

    فیلم حدود ۲ ساعت بود و تقریبا از دقیقه ۴۰ به بعد نه تنها جذابیتی نداشت، حتی سر درد هم گرفتیم.
    وجود خانم لعیا زنگنه اون وسط چی بود؟ میخواست بگه حتی ایشونم صیغه ای دارن؟ وسط بدبختی‌هاش دنبال دوغ محلی بود؟ 😮
    پولاد کیمیایی ۱ کلمه… فاجعه بود! ۳ تا اهنگ خوند، مگه خوانندست که ما مجبوریم ۱۰ دقیقه از فیلم رو به صداش ایشون گوش بدیم!
    کلا هم ربطش به فیلم مسخره تر از خانم زنگنه بود..
    نقش اقای نور در فیلم.. که تو خونش تابلو مصدق داشت چی بود؟
    عکس مصدق اون وسط که چی؟
    دیالوگا همش افرای و تهوع اور و بزرگنمایی که نه داستان تخیلی بود!
    امیرجدیدی، تنها دلیلی بود که وسط فیلم بلند نشدیم بریم، گرچه ربط علاقش به مهتاب و چطوری هارد و پیدا کردن و، چطوری یهو تو استخر درومدن و چاقو خوردنش تو سونا رو نفهمیدیم!!!
    خیلی مسخره نیست شما زندانی باشی بعد وسط بدبختی قران بخونی؟
    بابا بخدا اینا تخیلیه، سوپرمن منطقی تره تا این حرفا…
    مامان بابای بهمن چی کاره بودن؟
    اخر فیلم پرده رو کشید که بگن رفتن دوستان هم خواب شن!؟
    افتضاح
    حیف پول
    حیف وقت

    Reply
  2. 2

    ناشناس

    حیف که خیلی آدما بدون اینکه طعم زیبایی های دنیا رو بچشن، از دنیا میرن.
    فهمیدن حرفهای ایشون ، قهرمان و حسّ قهرمان رو فهمیدن، می خواد.
    همه ی تصاویر تو فیلمهای کیمیایی نشونه است. برای فهم ایشون، باید از فلسفه شروع کنید. نشانه شناسی بخونی. اما قول نمیدم باز هم تو درک ایشون موفق بشید.
    نمی خوام از آقای کیمیایی دفاع کنم. ایشون بی نیازن از این حرفا. اما دیالوگ های کیمیایی رو فهمیدن، “بلد بودن” می خواد.
    من تک تک صحنه هارو می فهمیدم. هر لحظه اش یه دنیا حرف داشت.
    خیلی دوستتون دارم بزرگ سینمای ایران آقا مسعود.

    Reply

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.